السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

38

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

سلام كرد ، پيامبر پرسيد : پسر ابو طالب چه كارى دارد ؟ گفت : آمده‌ام تا از فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) سخن گويم . پيامبر گفت : مرحبا و اهلا و بر اين سخنى نيفزود . على ( ع ) نزد آن عده كه چشم انتظارش بودند ، بازگشت . آنان از وى پرسيدند : چه خبر ؟ على گفت : هيچ نفهميدم جز آن كه او گفت : مرحبا و اهلا ! گفتند : يكى از همين دو از جانب رسول خدا براى تو كافى است . او هم به تو اهليّت داد و هم خوش آمد گفت . » ( 1 ) ابن سعد به سند خود روايت كرده است كه : « على ، از فاطمه خواستگارى كرد . پيامبر ( ص ) به فاطمه گفت : على از تو سخن مىگويد . پس فاطمه سكوت كرد و پيامبر او را به همسرى على در آورد . » ( 2 ) در بحار الانوار از ضحاك نقل شده است كه گفت : « پيامبر ( ص ) به فاطمه گفت : على بن ابى طالب از كسانى است كه تو خود قرابت و فضل او را در اسلام مىدانى و من از خداوند خواسته‌ام كه تو را به همسرى بهترين مخلوقش و محبوب‌ترين آنان در پيشگاهش ، در آورم . او درباره ازدواج با تو سخن گفت . فاطمه سكوت كرد . پس پيامبر ( ص ) بيرون آمد و گفت : الله اكبر سكوت فاطمه نشان قبول اوست . »